پس از یک تصادف رانندگی مرموز، «میشل» در پناهگاهی زیرزمینی به هوش میآید. مردی به نام «هاوارد» به او میگوید که دنیا بیرون از پناهگاه، در اثر حملهای شیمیایی یا بیولوژیکی، غیرقابل سکونت شده است. «میشل» در کنار «هاوارد» و «اِمِت»، مجبور به زندگی در این فضای محدود میشود. او بین ترس از دنیای بیرون و شک به انگیزههای «هاوارد» در نوسان است. ..
ارسال دیدگاه