«پیتر کلاون»، یک دلال املاک و مستغلات موفق، پس از نامزدی با دوستدختر رؤیاهایش، «زوئی»، متوجه میشود که هیچ دوست صمیمی مردی ندارد تا ساقدوشش شود. او با توصیف «زوئی» و تلاشهای عجیب و غریبش برای یافتن یک «دوست صمیمی»، با «سیدنی فایف»، مردی آزاداندیش و غیرمتعارف، آشنا میشود. دوستی غیرمنتظره و عجیب آنها آغاز میشود، اما این دوستی به سرعت بر رابطه «پیتر» با «زوئی» تأثیر میگذارد و او باید بین دوستی و عشق خود تعادل برقرار کند.
ارسال دیدگاه