«سیمبا»، توله شیری کنجکاو و شیطون است که از همان آغاز توسط پدرش، «موفاسا»، پادشاه عادل و قدرتمند سرزمینهای پرافتخار، برای بر عهده گرفتن مسئولیتهای آیندهاش آماده میشود. «موفاسا» به «سیمبا» درباره چرخه زندگی و اهمیت تعادل در طبیعت آموزش میدهد. اما عموی حسود «سیمبا»، «اسکار»، که همیشه در سایه برادرش بوده، نقشهای شیطانی برای تصاحب تاج و تخت میکشد. با وقوع یک تراژدی بزرگ که «سیمبا» را درگیر میکند، او احساس گناه کرده و از سرزمین مادریاش فرار میکند.
ارسال دیدگاه