در آیندهای پساآخرالزمانی، پدری به همراه پسر کوچکش در ویرانههای سرزمینی که توسط یک فاجعه ناشناخته از بین رفته، به سوی جنوب سفر میکنند. آنها با منابعی اندک و در میان خطرات بیشماری که در هر قدم انتظارشان را میکشد، سعی در بقا دارند. پدر تمام تلاش خود را میکند تا از پسرش در برابر دنیای خشن و بیرحم محافظت کند و بارقههای امید و انسانیت را در او زنده نگه دارد. این سفر تنها برای زندهماندن نیست، بلکه تلاشی است برای حفظ یکدیگر در دنیایی که همه چیز از دست رفته به نظر میرسد.
ارسال دیدگاه